|
به گمانم که شما را در آن بستر رها کرده اند به گمانم که تنهایید برای شما کسی نمانده که حتی حسابرس کنش و واکنشتان باشد برای مرگ تلاش میکنید به گمانم که پایان گرفته گانید نه ، من پیامبر شما نیستم من ره یافته و ره دان نیستم شما گر بی گورید من از شما سرتر نیستم گمانم ٬ بهر شما است که گویی از من ، مرا دیرتر می بینید برای برخواستن برنمی خیزید بهر خواستن تن نمی آزید من مرا من کرد همین من بی منم کرد + نوشته شده در دوشنبه 1386/10/17 9:50 توسط حسین |
|
| ||||||